

مناظر اورامان در فصل زمستان
بهار اورامان تخت
هتل 4 ستاره و توریستی زریوار مریوان
پیرشالیار
برنامه ریزی و توسعه روستایی
مطالبی در مورد کوردستان،مریوان،هورامان،زری وار و
جدیدترین عکسهای منطقه هورامان
عکسهای توریستی منطقه مریوان،هورامان،زری وار و
تازه ترین عکسهای توریستی هه ورامان تخت
عکسهای توریستی دریاچه زیبای زریوار مریوان
مطالب وعکس ازطریقت نقشبندیه حضرت شیخ عثمان نقشبندی
معرفی هه ورامان
بدون شرح
کوههای هه ورامان تخت
روستاهای تابعه هه ورامان تخت
عارفان و شاعران کورد زبان
بنچاق و قباله اورامان تخت
مقالات مربوط به مریوان و هه ورامان تخت
توریسم
متنوع از اورامان تخت تا مریوان و زریوار
متنوع از اورامان تخت تا مریوان و زریوار
مطالب و عکسهای پیرشالیار
تسلیت
با سلام و عرض ادب خدمت کاربران عزیز نظرسنجی هایی که مشاهده می فرمایید فقط جهت آشنایی و افزایش معلومات علمی و دینی است. لطفاً به آنها احترام گذشته و نظر منطقی را ارائه دهید.مطمئن باشید اون جوابهایی که شما می زنید قریب به یقین صحیح نمی باشد بنابراین عجولانه نظر ندهید وقبل از نظر دادن سعی کنیید هدف از گذاشتن سوال فوق را در یابید. با تشکر مدیریت وبلاگ یا رحمة للعالمین
:
روستاي اورامان تخت با قدمتي بيش از 2500 سال به عنوان مركز بخش اورامان در 65 كيلومتري جنوب غربي شهرستان سروآباد در استان كردستان واقع شده است. بر اساس آخرین سرشماری سال 1385، جمعیت شهرستان سروآباد 53992 نفر بوده است. بر همین اساس، بخش اورامان نیز دارای 10500 نفر جمعیت بوده و روستای مورد مطالعه تحقیق حاضر به عنوان مرکز بخش دارای 2900 نفر جمعیت بوده است. اين روستا در موقعيت جغرافيايي 35 درجه و 44 دقيقه تا 37 درجه و 30 دقيقۀ عرض شمالي و 47 درجه و 31 دقيقه تا 49 درجه و 16 دقيقۀ طول شرقي و در ارتفاع نزديك به 2000 متري از سطح دريا قرار گرفته است. محدوده سیاسی روستای اورامان در واقع با دهستان اورامان مرتبط می باشد، بعبارت دیگر مجموعه 5 روستای رودبر، کماله، ویسیان، سرپیر و اورامان تخت را دهستان اورامان تشکیل داده که این مجموعه روستایی، هر کدام با فاصله ای کمتر از یک کیلومتر از همدیگر واقع و تشکیل دهستان اورامان را داده¬اند، با این تفاسیر دهستان اورامان با وسعت 7/214 کیلومتر مربع تابع بخش اورامان که روستای اورامان تخت به عنوان مرکز بخش اورامان در استان کردستان قرار گرفته است. این روستا از سمت غرب با کشور عراق به طول 20 کیلومتر و از سمت جنوب با استان کرمانشاه هم مرز می باشد. جاده این روستا در دامنه کوه هایی قرار گرفته که از زیبایی فوق¬العاده¬ای برخوردار است. معماری اورامان و سرسبزی این منطقۀ کوهستانی رؤيای پله¬هایی به سمت بهشت زميني را متصور می کند. بافت تاریخی روستا بصورت پلکانی در شیب تند ساخته شده است كه پشت بام منزل پایین به منزلۀ حیاط خانه بالاست. دیوار منازل این روستا بصورت خشک چین بدون استفاده از ملات بصورت هنرمندانه چیده شده اند كه مهمترین مصالح مورد استفاده در این روستا سنگ و چوب می باشد.
@@@@@@ @@@@@@@@
۹۹ پیر در مهد علم و عرفان در هه ورامان تخت. اورامان تخت منطقه ای است کوهستانی و صعب العبور و تاریخی واقع در جنوب شرقی شهرستان مریوان دارای ویژگیهای خاص فرهنگی سنتی معماری با مردمی متدین مهمان نوازاز زمان شرفیابی آنها به اسلام تاامروزدرحفظ دین و عقیده خویش همت گماشته اند وبه کسانی که جهت تبلیغ عقایدباطله به میان آنهاقدم میگذارند روی خوشی به آنها نشان نداده اندمردم این منطقه در کنار مواهب طبیعی و خدادادی نمادهای فرهنگی راازجمله زبان لباس صنایع دستی معماری سنتی حفظ کرده اند وازاین جهت به یک منطقه توریستی تبدیل شده و توجه گردشگران و محققین داخلی و خارجی رابخود جلب کرده است.
ورود اسلام به دیار اورامان تخت (هه ورامان تخت):
بنابر آنچه درکتاب (الکامل فی التاریخ جلد۲ ص۲۰۲) آمده است دین اسلام درزمان فاروق اعظم حضرت عمر(رض) خلیفه دوم رسول الله (ص) توسط دو فرمانده سپاه به نامهای عزره بن قیس و عتبه بن فرقددرخلال سالهای ۱۸ الی ۲۳ ه.ق از شهر اربیل (هه ولیر) تا همدان و حوالی آذربایجان و تمام سرزمین کردستان را گرفته و در همین سالها مردم کردستان و بالتبع مردم اورامان به دین اسلام گرویده اند و از آن زمان مردم هه ورامان تخت پیروان وفاداری برای آئین اسلام بوده اند. کوهستانهای خلوت و شگفت انگیز این دیار پرورشگاه مردان و زنان خداجویی بوده که علاوه بر ساکنین محل، از سرزمینهای دور و نزدیک جهت اعتکاف و تزکیه نفس و حضور حلقه ارشاد پیر هه ورامان تخت به این دیار آمده اند. اشتهار نام ۹۹ پیر هه ورامان تخت تأیید و گواهی است بر شکوفایی عرفان و تصوف اسلامی در قرون گذشته، که صحت تواتر و شهرت آنها راه را بر هر گون شک و تردیدی می بنند. نکته دیگر اینکه به گواهی تاریخ، پس از خلافت خلفای راشدین براساس جریانات سیاسی و مذهبی، گروهی از اصحاب و تابعین بزرگوار به خاطر خدمت به اسلام و مسلمین کمر همت بسته اند و مناطق حجاز و شام و ون خویش را پشت سر گذارده اند و در مناطق مختلف جهان اسلام از جمله کردستانات عزیز، راهی شده اند. بعنوان مثال، سید عبیدالله (کوسه هجیج) و سید اسماعیل محدث، در اسپریز، و سید اسحاق و هاجره خاتون خواهر امام رضا از سادات مهاجری بوده اند که جهت انحام خدمات دینی به این منطقه آمده اند و جناب سید مصطفی( معروف به پیرشالیار هه ورامان تخت) و عمویش سید محمد یوسف که در اورامان تخت به خدمت مسلمانان همت گماشته اند از این دسته محسوب می شوند و پدر و اجدادشان در اصل عرب و مهاجر بوده اند. بنابر بر آنچه در کتابهای بحرالانساب تألیف سید عبدالصمد توار و کتاب تاریخ مشاهیر کرد و کتاب ( بنه ماله ی زانیاران) موجود است و همچنین بنابر تواتر محلی بدست آمده که حضرت سید مصطفی پس از آموزش قرآن و مقدمات مذهبی برای دانش اندوزی به کردستانات رفته و پس از پایان دوره های تحصیلی نظام آموزشی آن زمان( حجره) بخ خدمت حضرت عبدالقادر گیلانی رفته و مشغول تهذیب و تزکیه نفس شده و اجازه نامه ارشاد را از جانب وی اخذ نموده و به هه ورامان تخت بر گشته و تا پایان عمر شریفش نهایت کوشش را در نشر شریعت و طریقت انجام داده است، چنانکه مشهور است در خدمت وی حدود ۱۰۰ نفر از طالبان حقیقت به درجه کمال خداشناسی رسیده اند و از این جهت اورامان تخت به مهد عرفان شهرت پیدا کرد و از هر سو مسلمانان به این منطقه سرازیر می شدند
شنیده می شود که بعضی از روی ناآگاهی این دانشمندان مسلمان را به پیرو آیین مجوس و زرتشت نسبت می دهند که عدم اطلاع کافی و یا عناد و عقده، سبب این اشتباه بزرگ می باشد. باید دانست که، بیشتر این تبلیغات از روی غرب زدگی است. چنانکه مشهور است روباه پیر در قرن گذشته برنامه ای تنظیم نموده که براساس آن باید مسلمانان ضعیف القل تضعیف عقیده گردند. از این رو اشخاصی را تربیت می نمایند که همگی از دید مسلمانان پوشیده نیست تا در جهان اسلام مأمور شوند تا در میان مسلمانان تضعیف عقیده نسبت به بزرگان و پیشوایان دین ایجاد کنند. اینان از هیچ گونه توهین و افترایی دریغ نکرده اند و در نتیجه می توان گفت: که نسبت دادن حضرت پیرشالیار با آئین زرتشتی از همین ترفندهاست.
باید گفت که این یاوه گویان حرفهایشان همچو قارچ بی سر و بی ریشه هستند که هیچ تحقیق علمی در سند آنها موجود نیست و گرنه بر این اساس باید اجداد سادات کلجی( روستایی منطقه در اورامان تخت) را مجوسی و آتش پرست دانست مگر می شود؟! در حالیکه شجره آنها نسبت به حضرت پیرشالیار و سپس حضرت حسین می رسد و رشته و نسب سادات کلجی به این صورت می باشد:
السید فتح المبین > ابن السید محمد امین الکلجینی > ابن السید قطب الدین > ابن احمد تا می رسد با ابن رستم > ابن السید مصطفی(پیرشالیار) > ابن السید معروف به باباخداد > ابن السید بابل تا می رسد با امام محمد باقر و امام حسین و حضرت علی و حضرت فاطمه و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.
خلاصه حضرت پیرشالیار از دانشمندان مسلمان بوده و یکی از خلیفه های حضرت عبدالقادر گیلانی بوده، و آن جمله مشهوری که حضرت فرمودند: ( ان اخی مصطفی رجل صالح) درباره حضرت پیرشالیار هه ورامان تخت بوده است.
در این میان محققانی که به منطقه می آیند باید از مردم منطقه بپرسند که پیرشالیار کیست؟
ما می گوییم پیرشالیار مسلمان و در دوران اسلام بوده . حدود ۹۵۰ سال پیش فوت کرده اند و دلایل ما مبنی بر مسلمان بودنش این است:
۱- مرقدش روبه کعبه الله قبله مسلمانان است نه مثل ادیان گذشته یا رو به خورشید.
۲- عبادتگاه ( چله خانه) و خانه مسکونیش که امروزه هم به لطف خدا و به کوری چشم خفاشان باقیست روبه قبله واقع شده است.
۳ - باغ و زکین و چشمه هایش که امروزه نیز آثار آنها باقیست به اسم سید مصطفی معروفند....
اینک مردم هه ورامان تخت با نظر کسانی که این پیر عارف را به آئین زرتشت نسبت می دهند مخالفند.
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
ذکر امام شافعی رضی الله عنه آن سلطان شريعت و طريقت ، آن برهان محبت و حقيقت ، آن مفتی اسرار الهی ، آن مهدی اطوار نامتناهی ، آن وارث و ابن عم نبی ، وتد عالم شافعی مطلبی رضی الله عنه ، شرح او دادن حاجت نيست ، که همه عالم بر نور از شرح صدر او است . فضايل و مناقب او و شمايل او بسيار است . وصف او اين تمام است که شعبه اوحه نبوی است و ميوه شجره مصطفوی است و در فراست و سياست و کياست يگانه بود و در مروت و فتوت اعجوبه بود . هم کريم جهان بود و هم جواد زمان ، و هم افضل عهد و هم اعلم وقت و هم حجة الايمة من قريش ، هم مقدم قدموا آل قريش . رياضت وکرامت او نه چندان است که اين کتاب حمل آن تواند کرد . در سيزده سالگی در حرم گفت : سلو نی ماشئتم ، و در پانزده سالگی فتوی می داد . احمد حنبل که امام جهان بود و سيصد هزار حديث حفظ داشت ، به شاگردی او آمد و در غاشيه داری سربرهنه کرد . قومی بر وی اعتراض کردند که :مردی بدين درچه ، در پيش بيست و پنج ساله يی می نشيند و صحبت مشايخ و استادان عالی را ترک می کند ؟ احمد حنبل گفت : هرچه ما ياد داريم معانی آن می داند که اگر او به ما نيفتادی ما بر در خواستيم ماند ، که از حقايق واخبار و آيات آنچه فهم کرده است ، ما حديث بيش ندانستيم . اما او چون آفتابی است جهان را و چون عافيتی است خلق را : و هم احمد گفت : در فقه بر خلق بسته بود . حق تعالی آن در به سبب او گشاده کرد . و هم احمد گفت : نمی دانم کسی را که منت او بزرگتر است بر اسلام در عهد شافعی الا شافعی را . و هم احمد گفت : شافعی فيلسوف است در چهار علم ، در لغت ؛ و اختلاف الناس ، و علم فقه ، و علم معانی . وهم احمد گفت : در معنی اين حديث که مصطفی عليه السلام فرمود که برسرهر صدسال مردی را برانگيزانند تا دين من در خلق آموزاند ، و آن شافعی است . و ثوری گفت : اگر عقل شافعی را وزن کردندی با عقل يک نيمه خلق عقل او را جمع آمدی. و بلال خواص گويد : از خضر پرسيدم در حق شافعی چه گويی ؟ گفت : از اوتاد است . و در ابتدا در هيچ عروسی و دعوت نرفتی و پيوسته گريان و سوزان بودی هنوز طفل بودی که خلعت هزارسال در سر او افگندند . پس به سليم راعی افتاد ، و در صحبت او بسی بود تا در تصرف بر همه سابق شد . چنانکه عبدالله انصاری گويد : من مذهب او ندارم امام شافعی را دوست می دارم . از آنکه در هر مقامی که می نگرم او را در پيش می بينم . شافعی گويد : رسول را عليه السلام ، به خواب ديدم . مرا گفت : ای پسر تو کيستی ؟ گفتم : يا رسول الله يکی از گروه تو . گفت : نزديک آی ! نزديک شدم . آب دهن خود بگرفت تا به دهن من کند . من دهن بازکردم ، چنانکه به لب و دهان و زبان من رسيد ، پس گفت : اکنون برو که خدای يار تو باد . و هم در آن ساعت علی مرتضی را به خواب ديدم که انگشتری خود بيرون کرد و در انگشت من کرد ، تا علم و نبی و من سرايت کند . چنانکه شافعی شش ساله بود که به دبيرستان می رفت و مادرش زاده ای بود از بنی هاشم و مردم از امانت بدو می سپردندی . روزی دو کس بيامدند و جامه دانی بدو سپردند بعد از آن يکی از آن دو بيامد و جامه دان خواست . به خوی خوش بدو داد . پس از چندی ، آن ديگر بيامد و جامه دان طلبيد . گفت : به يار تو دادم . گفت : مگر نه قرار کرديم که تا هر دو حاضر نباشيم بازندهی ؟ گفت : بلی ! گفت : اکنون چرا دادی ؟ مادر شافعی ملول شد . شافعی درآمد . و گفت : ای مادر ! چرا ملول شده ای ؟ حال باز گفت : شافعی گفت : هيچ باک نيست. مدعی کجاست تا جواب گويم . مدعی گفت : منم ! شافعی گفت : جامه دان تو برجاست . برو و يار خود بياور و دبستان . آن مرد را عجب آمد وموکل قاضی ، که آورده بود ، متحير شد از سخن او و برفتند . بعد از آن به شاگردی مالک افتاد و مالک هفتاد و اند ساله بود . بر در سرای مالک بنشست و هر فتوی که بيرون آمدی بديدی و مستفتی را گفتی : باز گرد وبگوی که بهتر از اين احتياط کن . چون بديدی حق به دست شافعی بودی و مالک بدو می نازيدی و در آن وقت خليفه هارون الرشيد بود . نقل است که هارون شبی با زبيده مناظره می کرد . زبيده هارون را گفت : ای دوزخی ! هارون گفت : اگر من دوزخی ام فانت طالق . از يکديگر جدا شدند . و هارون زبيده را عظيم دوست می داشت . نفير از جان او برآمد . منادی فرمود و علمای بغداد را حاضر کرد و اين مساله را فتوی کردند . هيچ کس جواب ننوشت . گفتند : خدای داند که هارون دوزخی است يا بهشتی است ؟ کودکی از ميان جمع برخاست و گفت : من جواب دهم ! خلق تعجب کردند . گتفند : مگر ديوانه است ؟ جايی که چندين علمای فحول عاجزند او را چه مجال سخن بود ؟ هارون او را بخواند و گفت : جواب گوی ! گفت : حاجت توراست به من يا مرا به تو ؟ گفت : مرا به تو . شافعی گفت : پس از تخت فرود آی که جای علما بلند است . خليفه او را برتخت نشاند . پس شافعی گفت : اول تو مساله مرا جواب ده تا آنگاه من مساله تو را پاسخ دهم. هارون گفت : سوال چيست ؟ گفت :آنگه هرگز بر هيچ معصيتی قادر شده ای و از بيم خدای بازايستاده ای؟ گفت : بلی ! به خدای که چنين است . گفت : من حکم کردم که تو اهل بهشتی . علما آواز برآوردند ، به چه دليل و حجت . گفت : به قرآن که حق تعالی می فرمايد : و هرکه او قصد معصيت کند و بيم خدای او را از آن بازداشت ، بهشت جای اوست . همه فرياد برآوردند و گفتند :در حال طفوليت چنين بود ، در شباب چون بود ؟ نقل است که يکبار در ميان درس ده بار برخاست و بنشست . گفتند : چه حال است ؟ گفت : علوی زاده ای بر در بازی می کند . هربار که در برابر من آيد ، به حرمت او را بر می خيزم که روا نبود فرزند رسول فراز آيد و برنخيزی . نقل است که وقتی کسی مالی فرستاد تا بر مجاوران مکه صرف کنند و شافعی آنجا بود . بعضی از آن مال نزديک او بردند . گفت : خداوند مال چه گفته است ؟ گفت او وصيت کرده است که اين مال بر درويشان متقی دهيد . شافعی گفت :مرا از اين مال نشايد گرفت . من نه متقی ام . و نگرفت . نقل است که وقتی از صنعا به مکه آمد و ده هزار دينار با وی ، گفتند :ضياعی بايد خريد يا گوسفند. از بيرون مکه خيمه ای بزد و آن زر فروريخت . هرکه می آمد مشتی به وی می داد . هنگام نماز پيشين هيچ نماند . نقل است که از بلاد روم هرسال مال بسيار می فرستادند ، به هارون الرشيد يک سال رهبانی چند بفرستادند تا با دانشمندان بحث کنند . اگر ايشان بدانند و الا از ما دگر مال مطلبيد . چهار صد مرد ترسا بيامدند . خليفه فرمود تا منادی کردند و جمله علمای بغداد بر لب دجله حاضر شدند . پس هارون شافعی را طلبيد و گفت : جواب ايشان تو را می بايد کرد . چون همه بردجله حاضر شدند شافعی سجاده بر دوش انداخت و برفت ، و بر سر آب انداخت و گفت : هرکه باما بحث می کند اينجا آيد . ترسايان چون بديدند جمله مسلمان شدند و خبر به قيصر روم رسيد که ايشان مسلمان شدند ، بر دست شافعی ، قيصر گفت : الحمدلله کی آن مرد اينجا نيامد که اگر اينجا آمدی در همه روم زنار داری نماندی . نقل است که جماعتی با هارون گفت : شافعی قرآن حفظ ندارد ، و چنان بود ، ليکن قوت حافظه او چنان بود که هارون خواست که امتحان کند ماه رمضان بود ليکن قوت حافظه او چنان بود که هارون می خواست که امتحان کند . ماه رمضان اماميش فرمود . شافعی هر روز جزوه ی قرآن مطالعه می کرد و هر شب در تراويح بر می خواند تا در ماه رمضان همه قرآن حفظ کرد . و در عهد او زنی بود که دوروی بود . شافعی خواست که او را بيند . به صد دينار او را عقد کرد و بديد . پس طلاق داد . و به مذهب احمد حنبل هرکه يک نماز عمدا رها کند کافر شود و به مذهب شافعی نشود ، او را عذابی کنند که کفار را نکنند . شاعفی احمد را گفت : چون يکی ترک نماز کند و کافر شود چه کند تا مسلمان شود ؟ گفت : نماز کند . شافعی احمد را گفت : نماز چون درست بود از کافر ؟ احمد خاموش شد . از اين سخن که اسرار فقه است و سوال و جواب بسيار است امااين کتاب جای اين سخن نيست . و گفت : اگر عالمی را بينی که به رخص و تاويلات مشغول گردد بدانکه از او هيچ نبايد . و گفت : من بنده کسی ام که مرا يک حرف از آداب تعليم کرده است . و گفت : هرکه علم در جهال آموزد حق علم ضايع کرده باشد ، و هرکه علم از کسی که شايسته باشد بازدارد ظلم کرده است . و گفت : اگر دنيا را به گرده نان به من فروشند نخرم . و گفت : هرکه را همت آن بود که چيزی در شکم او شود قيمت او آن بود که از شکم او بيرون آيد . وقتی يکی او را گفت مرا پندی ده گفت : چندان قبطت بر ، بر زندگانی که برمردگان می بری . يعنی هرگز نگويی دريغا که من نيز چندان سيم جمع نکردم که او کرد و بگذاشت به حسرت . بل که غبطت برآن بری که چندان طاعت که او کرد باری من کردمی . ديگر هيچ کس بر مرده حسد نبرد ، بر زنده بايد که نبرد که اين زنده نيز رود ، خواهد مرد . نقل است که شافعی روزی وقت خود گم کرد . به همه مقامها بگرديد و به خرابات برگذشت و به مسجد و مدرسه و بازار بگذشت ، نيافت . و به خانقاهی برگذشت . جمعی صوفيان ديد که نشسته بودند . يکی گفت : وقت را عزيز داريد که وقت بيايد . شافعی روی به خادم کرد و گفت : اينک وقت بازيافتم . بشنو چه می گويند . ابوسعيد رحمةالله عليه ، نقل می کند که شافعی گفت : علم همه عالم در علم من نرسيد ، و علم من در علم صوفيان نرسد ، و علم ايشان در علم يک سخن پير ايشان نرسيد که گفت : الوقت سيف قاطع . و ربيع گفت : در خواب ديدم پيش از مرگ شافعی که آدمی عليه السلام وفات کرده بودی و خلق می خواستند که جنازه بيرون آرند .چون بيدار شدم از معبری پرسيد م. گفت : کسی که عالمترين زمانه بود وفات کند که علم خاصيت آدم است که وعلم آدم الاسماء کلها . پس در آن نزديکی شافعی وفات کرد . نقل است که وقت وفات وصيت کرد که فلان شخص را بگوييد تا مرا بشويد ، و آن شخص به مصر بود . چون بازآمد با وی گفتند : شافعی چنين وصيتی کرد که فلان بگوييد تا مرا بشويد . گفت : تذکره او بياريد . پس تذکره بياوردند به پيش آن شخص که شافعی وصيت کرده بود . بعد از آن مرد در تذکره نگاه کرد و در آنجا نوشته بود که هزار درم وام دارم . پس آن مرد وام او بگزارد و گفت شستن او را اين بود . و ربيع بن سليمان گفت شافعی را به خواب ديدم . گفتم : خدای با تو چه کرد ؟ گفت : مرا بر کرسی نشاند ،زر و مرواريد بر من نثار کرد و هفتصد بار چند دينار به من داد . رحمةالله عليه
هفته دوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته سوم مرداد 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته اوّل فروردین 1390
هفته دوم بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
آرشيو

:
با سلام لطفاً در نظر سنجی هایی که در حاشیه راست وبلاگ تعبیه شده اند شرکت نمایید.
.
... و باز بهار را باور کنیم نسیم بهار را بر چهره هایمان بالنگی و خرمی را در زندگیمان و نوروز را بر دلهایمان در شکوفه باران بی دریغ کلام به بهار سلام می کنیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ضمن عرض خیرمقدم به تمامی مهمانان و مسافران عزیز ورود شما را منطقه مریوان و اورامان ارج نهاده و آرزوی سفری خوش را برای تمامی شما عزیزان داریم.
سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی
پيش از هرچيز به اختصار دربارة تصوّف و طرايق عرفاني سخن ميگويم.
هدف نهايي تصوّف، تزكية نفس و زدودن خاشاك تعلّقات زودگذرِ مادي از درون آدمي است در قرآن كريم تزكية نفس سببِ رستگاري و عدمِ تزكيه باعث خُسران و زيان دانسته شده است:« قَد اَفلَحَ مَن زَكّيها . و قَد خابَ مَن دَسّيها».
عالمان و عارفان و پيشوايانِ مسلمان، تبعيّت كامل از پيامبر عظيمالشّأن اسلام(ص) را موجب رسيدن انسانها به رستگاري و كمال و پاية بندگي حقيقي دانستهاند:
محال است سعدي به راه صفا توان رفت جز در پي مصطفا
اين بزرگان در راه تزكيه و تهذيب و عبادت و كسب اخلاص و مبارزه با نفس و پيروي از سرور عالم(ص) به جان و دل كوشيدهاند و چون به كمال رسيده و جامة ارشاد پوشيدهاند به احياي علوم دين پرداخته و تجاربِ خويش را در اختيار رهروان قرار داده و راهبر و قلاووزِ سلوك ايشان گشتهاند و چون به مصداق الطُرقُ الي اللهِ بِعددِ انفاسِ الخَلايق ، هر كدام به گونهاي اين راه را پيمودهاند، از اين رو فرقهها و طرايق و سلسلههاي مختلفي به وجود آمده است و اغلب اين طرايق به نام مؤسس آنها شناخته ميشود. طريقههاي مشهور تصوّف ـ كه هنوز در جايْ جاي جهان اسلام و از جمله در كُردستان رواج دارند ـ عبارتند از: طريقههاي: «قادريه» (منسوب به حضرت امام عبدالقادر گيلاني غوث الأعظم 561 ـ 471 هـ .ق)، «كُبرويّه»(منسوب به حضرت شيخ احمد نجمالدّين كُبري 618 ـ 540 هـ .ق)، «سُهرورديه» ( منسوب به شيخ شهابالدّين عمر سهروردي 632 ـ 539 هـ .ق)، «چشتيه» ( منسوب به خواجه معين الدّين چشتي633 ـ ؟ هـ .ق)، «مولويه» ( منسوب به حضرت مولانا جلالالدّين رومي672 ـ 604 هـ .ق)، « نقشبنديه» ـ كه دربارة آن مطالبي خواهد آمدـ و غير اينها [1] .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1.برپهنة ياد؛ نوشتة عثمان نقشبندي، چاپ اوّل انتشارات كردستان،1379؛ صفحه 18.
پاییز زیبا، عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو کن ُ فصل، فصل قصه هاست . . .
شعر مولانا درباره پاییز
ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان
ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن
نوحه کنان از هر طرف صد بیزبان صد بیزبان
هرگز نباشد بیسبب گریان دو چشم و خشک لب
نبود کسی بیدرد دل رخ زعفران رخ زعفران
حاصل درآمد زاغ غم در باغ و میکوبد قدم
پرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان
کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن
کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان
کو میوهها را دایگان کو شهد و شکر رایگان
خشک است از شیر روان هر شیردان هر شیردان
کو بلبل شیرین فنم کو فاخته کوکوزنم
طاووس خوب چون صنم کو طوطیان کو طوطیان
خورده چو آدم دانهای افتاده از کاشانهای
پریده تاج و حله شان زین افتنان زین افتنان
گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر
چون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان
جمله درختان صف زده جامه سیه ماتم زده
بیبرگ و زار و نوحه گر زان امتحان زان امتحان
ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده
در قعر رفتی یا شدی بر آسمان بر آسمان
گفتند ای زاغ عدو آن آب بازآید به جو
عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان
ای زاغ بیهوده سخن سه ماه دیگر صبر کن
تا دررسد کوری تو عید جهان عید جهان
ز آواز اسرافیل ما روشن شود قندیل ما
زنده شویم از مردن آن مهر جان آن مهر جان
تا کی از این انکار و شک کان خوشی بین و نمک
بر چرخ پرخون مردمک بی نردبان بی نردبان
میرد خزان همچو دد بر گور او کوبی لگد
نک صبح دولت میدمد ای پاسبان ای پاسبان
صبحا جهان پرنور کن این هندوان را دور کن
مر دهر را محرور کن افسون بخوان افسون بخوان
ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل
نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان عنبرفشان
گلزار را پرخنده کن وان مردگان را زنده کن
مر حشر را تابنده کن هین العیان هین العیان
از حبس رسته دانهها ما هم ز کنج خانهها
آورده باغ از غیبها صد ارمغان صد ارمغان
گلشن پر از شاهد شود هم پوستین کاسد شود
زاینده و والد شود دور زمان دور زمان
لک لک بیاید با یدک بر قصر عالی چون فلک
لک لک کنان کالملک لک یا مستعان یا مستعان
بلبل رسد بربط زنان وان فاخته کوکوکنان
مرغان دیگر مطرب بخت جوان بخت جوان
من زین قیامت حاملم گفت زبان را می هلم
می ناید اندیشه دلم اندر زبان اندر زبان
خاموش و بشنو ای پدر از باغ و مرغان نو خبر
پیکان پران آمده از لامکان از لامکان
:: خدایا ...
بسمه تعالی
با عرض سلام ادب و احترام خدمت کاربران همیشگی
متأسفانه به دلیل همیشگی (فیلتر شدن) سایت آپلود تصاویر مدت زیادی است که نتوانستیم وب رو به روز نماییم، به همین خاطر صمیمانه از محضر شما دوستان پوزش می طلبیم.
خدایا
به خواب دوستان من آسایش،
به بیداریشان عافیت،
به عشقشان ثبات،
به مهرشان تداوم
و
به عمرشان برکت جاویدان عطا کن.
التماس دعا
:: تاثير مناطق نمونه گردشگري در محروميت زدايي از ديدگاه اجتماعات محلي مطالعه موردي: منطقه اورامان تخت ک
تاثير مناطق نمونه گردشگري در محروميت زدايي از ديدگاه اجتماعات محلي
(مطالعه موردي: منطقه اورامان تخت کردستان)
گردشگري به عنوان بزرگترين و پيچيده ترين صنعت دنيا به شمار مي رود. تنوع ابعاد و پيچيدگي هاي صنعت گردشگري متناسب با مناطق جغرافيايي، زمينه هاي ويژه اي براي برنامه ريزي و مديريت گردشگري مي طلبد. در مناطقي که پتانسيل هاي بالقوه فراواني براي توسعه صنعت گردشگري دارند، اما روند مطلوبي را طي ننموده اند، بايد به دنبال عوامل و عناصري گشت، که سبب سرعت بخشيدن به حرکت کند جريان گردشگري هستند. هر چند توسعه گردشگري در مناطق مختلف راه حل کلي براي همه مسايل نيست، اما راهبردهاي نويني پيش روي برنامه-ريزان و تصميم گيران مرتبط مي گذارد، که براي توسعه پايدار و کاهش محروميت مناطق مي تواند موثر باشد. بر اين اساس، هدف مقاله، بررسي وضعيت مناطق نمونه گردشگري در جهت محروميت زدايي از ديدگاه اجتماعات محلي است؛ به گونه اي که سبب توسعه گردشگري و افزايش اشتغال محلي با شيوه هاي مشارکتي گردد. روش تحقيق، توصيفي-تحليلي و مبتني بر مطالعات اسنادي و کتابخانه اي و بررسي هاي ميداني است. مطالعه موردي شامل منطقه نمونه گردشگردي اورامان تخت است. داده ها و اطلاعات به طرق مختلف مراجعه به سازمان ها و مراکز مرتبط و بررسي هاي پيمايشي و پرسشنامه جمع آوري شدند، با استفاده از شيوه ارزيابي مشارکتي (PRA) قابليت ها و توانمندي هاي منطقه اورامان در زمينه ايجاد اشتغال و به تبع آن محروميت زدايي مورد سنجش و ارزيابي قرار گرفت. آثار مولفه هاي قابل انتظار در هفت گروه عمده و 71 زير گروه بر اساس جاذبه هاي گردشگري (9 دسته) منطقه اورامان در جهت محروميت زدايي بر اساس ميانگين نمره (اهميت)، وضعيت CPM مولفه ها، ظرفيت ايجاد شده در منطقه و ميانگين کل ارزشيابي شدند. نتايج نشان مي دهد، با توجه به ويژگي هاي جغرافيايي و ظرفيت تحمل منطقه، ارزيابي CPM حکايت از غلبه همزمان فعاليت هاي بخش گردشگري در منطقه مبتني بر الگوي زنجيره اي و منبع گرا بودن دارد.
كليد واژه: منطقه گردشگري، محروميت زدايي، اورامان تخت، PRA
با سلام خدمت دوستان همیشگی خودم
خداوند منان را شاکرم که امسال نیز فرصتی داد تا بار دیگر بتوانم (هر چند جزئی) شاکر نعمت ها ی ذات حق تعالی باشم. مدیریت وبلاگ یا رحمة للعالمین مفتخر است که به نوبه خود سال نو را به تمامی مسلمانان چهان تبریک گفته و موفقیت روز افزون را از درگاه ایزد منان برای مخلصان و عاشقان دین مبین اسلام بخصوص عاشقان خلفای اربعه راشدین آرزو بنماید. امیدوارم امسال نیز همانند سال های گذشته بتوانم مطالب و تصاویر مفید از موضوعات مختلف را به نمایش بگذارم.
والسلام علیکم و حمة الله و برکاته
یا رحمة للعالمین

... و باز بهار را باور کنیم
درباره تصوّف و طرایق عرفانی
پاییز زیبا و عروس فصل هاست ...
خدایا ...
تاثير مناطق نمونه گردشگري در محروميت زدايي از ديدگاه اجتماعات محلي مطالعه موردي: منطقه اورامان تخت ک
نوروز 1390 مبارک
پیرشالیار
شخصیت مذهبی و عرفانی پیرشالیار اورامان:
پیرشالیار کیست؟
سری دیگری از تصاویر زیبای دریاچه زریوار (زریبار)
تصاویر و مناظر بسیار زیبای دریاچه زریوار +شهریور 1389
عید سعید قربان بر تمام مسلمین جهان علی الخصوص مخلصان حضرت محمد (ص) مبارک باد.
تصاویر جذاب دریاچه زیبای زریوار (زریبار) مریوان. شهریور 1389
مناظر زیبای دریاچه زریوار (زریبار) مریوان
تصاویر جدید، جذاب از اورامان تخت در فصلهای بهار، تابستان، پاییز و زمستان
هر گونه کپی برداری از این سایت فقط با ذکر منبع مجاز است. با تشکر مدیریت وبلاگ: یا رحمه للعالمین <
